پسرک لوس
پسرم یه سوال داشتم ازت چرا عاشق خوردن کاغذی و کفشی؟
یعنی وقتی کاغذ و کفش می بینی دست و پا تو گم می کنی که چطوری بخوریش! حالا هی من بگم نکن ، نخور ،اخه،بده...اصلا اهمیتی نمی دی وقتی هم که بگیرم ازت شروع می کنی به جیغ و داد و گریه.مامان جون میگه کیک تولدش رو شکل کفش بگیر بشینه بخوره خیالش راحت بشه.
خدا نکنه در حمام یا دستشویی باز باشه خودتو به سرعت میرسونی که بری تو و من می گیرمت و تو...گریه.
یاد گرفتی در کابینت کمد دیواریت رو باز میکنی و شروع میکنی به کنجکاوی تازگی ماشین لباسشویی رو هم روشن میکنی.میری سر کشوی لباس هات و هر چی لباس هست می ریزی بیرون و من میگم نکن و میارمت کنار و تو ...گریه.
از در و دیوار بالا میری صندلی رو می گیری و آویزون میشی مگه جرات دارم بگیرمت...گریه.
دستمو با اون دندون های تیزت چنان گاز می گیری که نگو،حالا مگه میتونم به آقا بگم نکن.... گریه.مجبورم بگم بیا مادر عیبی نداره گازم بگیر.
وقتی هم که بهت اخم میکنمو میگم نکن تو دعوام میکنی!!!
خلاصه که آدریان خان خوب یاد گرفتی با گریه های الکی کارتو پیش ببری ولی حنات فقط پیش باباجون و مامان جون و خاله الهام رنگ داره که هر چی بخوای، از آیفون گرفته تا ساعت دیواری رو برات بیارن و بازی کنی و هر کاری خواستی بکنی.اینجا از این خبر ها نیست.قرار نیست که لوس باشی
.
.
ولی وقتی این کارهارو می کنی من بیشتر عاشق میشم پسرک لوسم 


پسرک لوس 

مامان الهه